از موانع ترک شبکه های اجتماعی


بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از مهمترین دلایلی که مدتها نمیگذاشت توییتر رو ترک کنم این بود که شاید حضور من بعنوان یک فرد مومن! در توییتر لازم باشه و باعث بشه برخی به سبیل رشد و هدایت راه پیدا کنن! دقیقا به همین صراحت.
عجب؛ یکی از خطرات بسیار بزرگی هست که هر انسانی رو تهدید میکنه، کمی که نگاه کردم دیدم تو توییتر چه چیزی جز لغو و مسائل کم ارزش مینویسم؟ اگر سخن پر ارزشی هم هست، مثل پین توییت اکانتم که سخنی منقول از مولا علی بود، اکانتهای دیگه گذاشتن، در توییتر نه تنها هدایت نمیکردم، بلکه افرادی با دیدن من احتمالا زده هم میشدن از افراد مومن… باز هم خدا رو شاکرم که تونستم این رو بفهمم که طرز تفکرم کاملا اشتباه بود، انگار که هوای نفس دیده شدن در جمع مجازی توییتر خودشو به زیور هدایت کردن افراد در اونجا مزین کرده بود و اومده بود تا من رو غافل کنه. اشکال دیگه ای که بودن در توییتر برای من داشت اتلاف وقتم بود، وقتی که پول بیت المال براش خرج میشه تا در علم و دانش بگذره، و باید در همین راه هم بگذرونم، تا بتونم باری از بارهایی که بر زمین مونده رو به دوش بگیرم. اون کسی که باید ببینه میبینه، چه اهمیتی داره بقیه هم متوجه میشن یا نه، هر کسی باید راه خودشو پیدا کنه و وظیفه خودش رو بشناسه و در راستای اون عمل کنه، نقل قولی که پدر از امام خمینی نقل میکنه که ما مکلف به وظیفه ایم نه ضامن نتیجه.
فکر میکنم شهوت دیده شدن و مطرح شدن به روشی که از دیدم مغفول مانده بود خیلی توم رسوخ کرده. این آفت کارهایی هست که آدم میخواد برای رضای خدا انجام بده، اگر ذره ای ریا قاطیش بشه حبط میشه عمل و دیگه اخلاصی نداره و فایده هم نداره.
خدایا ثابت قدمم کن، در راه خودت و از جانب خودت بر من رحمت و مغفرت بفرست، که هر آنچه از خیر و نیکی خود به من نازل کنی من بهش محتاجم.

بررسی دانشکده های اقتصاد دانشگاههای شهر تهران


بسم الله الرحمن الرحیم

در این پست سعی می کنم تحلیل نسبتا به روز و جامع از دانشکده های اقتصاد شهر تهران، مخصوصا برای دوستانی که می خواهند در مقطع کارشناسی ارشد، یکی از دانشکده های اقتصاد تهران را انتخاب کنند ارائه دهم، البته قبل از من نیز مطالبی در اینترنت نوشته شده بود، از جمله تحلیل جناب آقای الحسینی که بنده خودم هم در سالهای گذشته از آن استفاده بردم. ولی با گذشت چند سال شاید بهتر باشه باز هم مروری بر این دانشکده ها بشه.

1-    دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران:

این دانشکده به یمن برند دانشگاه تهران و فارغ التحصیلان خوشنامی که در طول ادوار حیات علمی خود داشته است همواره یکی از انتخاب برترینهای کنکور بوده و هست. اما درباره این دانشکده که خودم دوره کارشناسی ارشد رو اونجا گذروندم باید نکاتی چند رو به دوستانی که علاقمندند در این دانشکده تحصیل کنند متذکر بشم:

الف) سطح علمی بچه های کارشناسی این دانشکده عمدتا بسیار پایین هست و شاید بشه گفت چند شاگرد ممتاز دانشکده هستن که سطح علمی این دانشکده رو تو دانشجوهای دوره کارشناسی حفظ می کنند. متاسفانه نمره دادن الکی اساتید و شل گرفتنشون، دانشجویان رو بسیار بسیار بی بنیه و تنبل بار آورده است، مخصوصا در دوره کارشناسی و در مرحله بعد دوره کارشناسی ارشد. این مشکل در دوره دکتری کمتر دیده می شود چون معمولا دانشجویان زرنگ تر به این دوره راه پیدا می کنند، و در دروس اصلی مثل خرد و کلان؛ هر درس توسط چند استاد ارائه می شه (مثلا خرد1 رو سه چهار نفره درس میدن!) و هر استاد یک منبعی معرفی می کنه و دانشجو حسابی رسش کشیده میشه.

ب) مدرک این دانشگاه تو بازار بسیار طرفدار داره و به راحتی میتونید شغل پیدا کنید، این یکی از مهمترین مزیتهای تحصیل تو دانشگاه تهران هست.

ج) امکانات دانشگاه تهران واقعا عالی هست، شاید تو ایران هیچ دانشگاهی همچین فضایی نداشته باشه، تشکلات دانشجویی فعال در هر دو طیف سیاسی، فضای گسترده و عالی، جو بسیار مثبت پردیس مرکزی، کتابخانه مرکزی بسیار قوی و امکان برقراری ارتباط با دانشجویان رشته های دیگه، خدمات پزشکی دانشگاه و … از مهمترین مزیتهای دانشجو شدن در دانشگاه تهران هست. البته هرچقدر جو کلی دانشگاه تهران خوبه، جو دانشکده اقتصاد راکد هست، دانشکده به دلیل دوری از پردیس مرکزی و جمعیت کم بسیار راکد و بدون تحرک هست، ممکنه ماههای اول ورود به دانشکده به دلیل همین جو و البته برخی اساتید پر ادعا و به شدت بی سواد دانشکده دپرس بشید. توصیه من به شما اینه در صورت ورود به رشته اقتصاد دانشگاه تهران حتما و حتما به پردیس مرکزی و کتابخانه مرکزی زیاد سر بزنید تا انگیزه تحصیل علم در شما قوی بمونه و روحیه تون سرزنده و شاداب باشه.

د) یکی از معایب بزرگ دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران همانطور که اشاره شد، برخی اساتید بی حال و و برخی اساتید بی سواد این دانشکده هستند، واقعا این اساتید فقط یک کرسی از بهترین دانشگاههای ایران رو اشغال کردن و تمام شور علم آموزی در یک دانشجو رو میسوزونن، البته اساتید با سواد و با انگیزه ای هم در دانشکده هستند، ولیکن به دلیل باند بازی شدید بین اعضای قدیمی هیئت علمی دانشکده و نوچه پروری آنها، در ادوار مختلف دانشکده اساتیدی که واقعا شایسته تدریس نیستند به عضویت هیئت علمی این دانشکده درآمده اند. این معضل شاید مهمترین معضل دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران باشد، دور نیست روزی که اعتبار علمی دانشکده اقتصاد کاهش یابد و رتبه های برتر کنکور کارشناسی ارشد و دکترا، دانشگاههای دیگر رو به دانشگاه تهران ترجیح بدهند(کما اینکه قبلا دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران در رقابت شدیدی با دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف بود ولی هم اکنون دیگر قافیه را مخصوصا در دوره کارشناسی ارشد به این دانشگاه باخته است و حتی شاگرد اولهای دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران در دوره کارشناسی هم اغلب ترجیح می دهند دوره ارشد را در دانشگاه صنعتی شریف بگذرانند و کمی هم از اساتید بهره ببرند!).

2-    دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف:

به جرات می توان گفت در حال حاضر قویترین دانشکده اقتصاد در کل کشور دانشکده اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف هست، بهترین مقصد برای تحصیل در دوره کارشناسی ارشد کسانی که می خواهند دو سال(البته تحصیل دوره کارشناسی ارشد معمولا در دانشگاه شریف سه سال طول می کشد!) واقعا علم آموزی کنند و با علم روز دنیا آشنا شوند. همچنین این دانشگاه برای کسانی که قصد تحصیل دوره دکترا در خارج از کشور را دارند نیز بسیار مناسب است، اما شرط لازم و کافی برای موفق بودن در این دانشکده درس خواندن مستمر و زیاد است. این دانشکده در سالهای اخیر بر خلاف رقیب خود (دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران) اساتید بسیار با کیفیت و بنامی مانند دکتر مدنی زاده و دکتر وصال رو جذب کرده و با این اساتید کیفیت عالی علمی این دانشکده به مراتب افزایش یافت. به جرات می توان گفت تمامی اساتید این دانشکده در سطح بسیار بالا یا حداقل مطلوبی قرار دارند و از این منظر هیچ دانشکده اقتصادی در سرتاسر کشور با این دانشکده برابری نمی کند. اما تحصیل در دانشکده اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف را تنها در دوره کارشناسی ارشد توصیه می کنم. اینطور که بین دانشجویان اقتصاد پخش شده است و اصلا شایعه بعیدی هم نیست، این دانشکده علیرغم اینکه چندین سال است دانشجوی دکتری می پذیرد تابحال فارغ التحصیلی نداشته است و آن نیز شرط سخت دانشکده برای فارغ التحصیلی دانشجویان دکتری است (مطلبی که دوستان عنوان می دارند بیانگر شرط دانشکده مبنی بر چاپ مقاله در یکی از 5 مجله برتر علمی دنیا در رشته اقتصاد است، اگر دوستان دانشگاه صنعتی شریف بتوانند اطلاعات موثقتری بدهند سپاسگذار هستم.)

3-    دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی:

این دانشکده در حدود ده سال پیش در رقابتی شدید برای کسب عنوان بهترین دانشکده اقتصاد در تهران و ایران با دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران بود و در مقاطعی نیز بر آن دانشکده غلبه داشت، اما در دولت قبلی این دانشکده به شدت جوی بسته را تجربه کرد، برخی اساتید این دانشکده اخراج و یا بازنشسته (اجباری) شدند، گروه اقتصاد توسعه این دانشکده منحل شد و … . اما با تغییر دولت و به تبع آن تغییر ریاست دانشگاه روحی تازه دارد در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی دمیده می شود و آینده این دانشکده افقی روشن را در برابر دیدگان ترسیم می کند، دانشکده روند نسبتا خوبی در جذب هیئت علمی در پیش گرفته و گروه منحل شده دوباره تشکیل شده است و ظاهرا برخی از اساتید که نمی توانستند تدریس کنند دوباره به عرصه تدریس پا گذاشته اند، بهرحال در حال حاضر دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در مقاطع تحصیلات تکمیلی معمولا در رتبه ای پس از دانشگاههای تهران و صنعتی شریف جای دارد. اما با روندی که این دانشکده در پیش گرفته است بعید نیست که به زودی به دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران برسد و حتی بتواند از آن پیشی بگیرد و به عنوان یکی از مقاصد اولیه رتبه های تک رقمی مقاطع ارشد و دکترا بدل شود. تحصیل در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی شما را بشدت در زمینه پژوهشی می تواند تقویت کند، زیرا روند تحصیلی این دانشکده در دوره تحصیلات تکمیلی با تمرکز بیشتر روی مباحث پژوهشی چیده شده است (برخلاف دانشگاه صنعتی شریف که مخصوصا در دوره کارشناسی ارشد اولویت با مباحث آموزشی است). دانشگاه علامه طباطبایی برای تحصیل در دوره لیسانس بسیار مناسب، و برای کسانی که شاغل هستند برای تحصیل در دوره دکتری نیز بسیار مناسب می باشد.

4-    دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس:

یکی از بی کیفیت ترین دانشکده های اقتصاد در شهر تهران متعلق به دانشگاه تربیت مدرس است، از این رو این دانشگاه معمولا مقصد طیف رتبه های برتر کنکور نمی باشد، البته اخیرا این دانشگاه سعی در جذب هیئت علمی با کیفیت تر از گذشته کرده است و این امید می رود که در سالهای آتی کیفیت تحصیل در این دانشگاه افزایش یافته و دانشجویان با رتبه های برتر اقبال بیشتری نسبت به این دانشگاه داشته باشند. تحصیل در دوره دکتری در این دانشگاه این مزیت را دارد که مهارت های تدریس را نیز می توانید در این دانشگاه بگذرانید و این امتیازی برای جذب شدن در هیئت علمی دانشگاهها می باشد.

5-    دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه شهید بهشتی:

این دانشکده نه بخاطر اساتید ضعیف، که به دلیل سختگیری های عجیب و غریب این دانشکده و در کل دانشگاه، معمولا مقصد رتبه های برتر کنکور تحصیلات تکمیلی نبوده است، اما با عوض شدن ریاست دانشکده پس از سالها، و کاسته شدن برخی سختگیری ها، ممکن است در سالهای آتی اندکی ذهنیت دانشجویان برتر نسبت به این دانشکده عوض شود و این دانشکده حداقل بتواند رتبه های برتر کارشناسی خود را در مقاطع تحصیلات تکمیلی نیز حفظ کند. یکی از مشکلات دیگری که دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی با آن مواجه است؛ بازنشستگی اساتید بسیار مرغوب این دانشکده همانند دکترها تفضلی، صدر، نمازی و … است که جانشینانی در خور برای آنان در نظر گرفته نشد؛ و افرادی همسطح با آن اساتید بنام جذب دانشکده نشدند.

6-    دانشکده اقتصاد دانشگاه خوارزمی:

این دانشکده که در واقع در مجموعه دانشگاه علوم اقتصادی بوده است و با ادغام آن دانشگاه در دانشگاه خوارزمی به عنوان یکی از دانشکده های این دانشگاه شناخته می شود، از کمبود فضای شدید رنج می برد؛ بطوریکه طبق آخرین اطلاعاتی که داشتیم دانشکده حتی سالن قرائت خانه هم نداشت، کتابخانه بسیار کوچک بود و کلا فضای دانشکده بیانگر یک فضای آکادمیک نبود و بیشتر شبیه به یک مجتمع مسکونی آپارتمانی بود. البته این دانشکده از برخی اساتید خوب در رشته اقتصاد بهره میبرد که میتونه امتیاز مثبتی برای دانشجویان باشد. به غیر از اساتید هیئت علمی، معمولا دانشکده اساتید مدعوی قوی را نیز برای دروس مورد نیاز دعوت می کند، البته در این دانشکده هم همانند بسیاری از دانشکده های دیگر اساتید بی کیفیت نیز یافت می شوند. در کل این دانشکده گزینه نسبتا خوبی برای تحصیل در دوره کارشناسی می باشد ولی برای دوره کارشناسی ارشد اگر می توانید جای دیگری در تهران قبول شوید، آنچنان توصیه نمی شود. یکی از معایب دانشکده ایزوله بودن آن از محیطهای دانشجویی بزرگ است و بسیاری از دانشجویان دوره کارشناسی همانند مدرسه به تحصیل در آن می پردازند و ذهنیتی از بسیاری از دغدغه های دیگر دانشجویان در دانشگاههای بزرگ ندارند (مانند دروسی که برای تحصیلات تکمیلی مفید است و می توانند اختیاری پاس کنند یا اینکه چگونه از دوره کارشناسی، برنامه ای برای اپلای در خارج از کشور برای خود فراهم ببینند و …).

7-    دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی دانشگاه الزهرا:

این دانشگاه مخصوص داوطلبان خانم می باشد، این دانشکده از سالهای قبل برخی اساتید با کیفیت رشته اقتصاد را در خود جای داده بود و سالهای اخیر نیز اساتید نسبتا خوبی را جذب کرده است، برای خانمهایی که به هر دلیل نمی توانند در دانشگاههای مختلط درس بخوانند یا رتبه قبولی در دانشگاه دلخواه اولویت اول خود را نیاوردند، دانشگاه الزهرا می تواند یک گزینه بسیار مناسب باشد و دانشکده اقتصاد این دانشگاه نیز از نظر علمی از برخی از دانشکده های اقتصاد مختلط شهر تهران نیز بهتر است.

8-    دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق علیه السلام:

این دانشگاه دانشجوی کارشناسی ارشد بطور پیوسته جذب می کند، یعنی شما از کنکور لیسانس که پس از مراحل گزینش در دانشگاه جذب شدید پیوسته و بدون دادن کنکور تا کارشناسی ارشد می توانید ادامه تحصیل بدهید (التبه بشرطها و شروطها، معدل و … باید نمره کافی را آورده باشید). این دانشکده بیشتر برای دوستانی جذاب است که علاقمند به وارد شدن در بدنه اجرایی حاکمیت کشور هستند و همچنین برای کسانی جذاب است که علاقمند به نقد رشته اقتصاد هستند و به وجود آمدن و رشد و نمو اقتصاد اسلامی را در گرو رد کامل علم اقتصاد و روش شناختی آن می دانند، همچنین گروه دیگری که ممکن است تمایل به تحصیل در این دانشگاه داشته باشند آن دسته از افرادی هستند که تمایل به ادامه تحصیل در دو جبهه حوزه و دانشگاه دارند، با تحصیل در این دانشگاه و پیگیری تحصیلات حوزوی در این دانشگاه بصورت جدی، دانشجو حتی می تواند معمم شود. جذب در این دانشکده برای شما می تواند نویدبخش آینده شغلی مناسب باشد. همچنین امکانات خوابگاهی دانشگاه نیز خوب می باشد. در دوره دکتری تحصیل در این دانشگاه معمولا پولی است و بر خلاف مقاطع تحصیلی پایینتر در صورت جذب دانشجوی خانم (علاوه بر دانشجوهای آقا) کلاسها بصورت مختلط برگزار می شود.

موسسات و دانشگاههای دیگری در تهران نیز هستند که دوره اقتصاد مخصوصا در مقاطع تحصیلات تکمیلی در آنها ارائه می شود، اما از بررسی آنها صرفنظر می نمایم.

انتقاد از خود، این قسمت: بهانه تراشی


                            بسم الله الرحمن الرحیم

برخی وبلاگنویسها رو دیدم که اتفاقا تعدادشونم داره بیشتر میشه، که قبل انتشار یک پست ساعتها روی اون وقت گذاشتن، بعضا روزها پستی در پیش نویسشون بوده و بارها کوبیده شده و اصلاحاتی روش انجام شده تا بالاخره مجوز انتشار در وبلاگشون رو دریافت کرده. این کار اونها بسیار ارزشمند هست ولی خودم هیچوقت و هیچوقت نتونستم وبلاگ رو به اونصورت ببینم و باهاش تعامل کنم. شاید دلیلش این بوده که هدفم از وبلاگ نویسی اقلا از مقطعی به بعد مخاطب نبوده و این امر هم باعث شده نوشتارم در وبلاگ چه کیفی و چه کمی به سمت مخاطب محوری نره و فقط مسایلی که دغدغه م شده ن رو سعی کنم در وبلاگ بنویسم!

شاید هم دلیلش بحثی بوده که میخوام در ادامه مطرحش کنم… «بهانه تراشی»!

                       *******

انسان بهانه گرا فرقی نداره کجا باشه. بالاخره یه بهانه میتراشه و کار رو اونطور که هست انجام نمیده و همیشه هم منتظر یک موقعیت آرمانی هست. متاسفانه خودمم اینطور بودم و احتمالا هنوزم در مواردی هستم. این نوع انسانها معمولا نمیتونن از پس کارها بر بیان. تلاش بقیه در نظرشون بیهوده است و اونو عبث میدونن. ولی اگر کمی در نگرشمون تغییر ایجاد کنیم میبینیم خیلی از همین فعالیت هایی که مفید نمیبینمشون بسیار بسیار موثر واقع میشن و تاثیرگذارن. بهتره به جای تراشیدن بهانه و اینکه دنبال موقعیات آرمانی انتزاعی باشیم سعی کنیم حالت موجود رو به بهترین حالت ممکن تغییر بدیم. میشه گفت یکی از متمایزترین تفاوتهای انسانهای موفق و انسانهای شکست خورده همین مطلبه. این امر فقط مربوط به امور دنیوی نیست بلکه امور دینی و اخروی انسان نیز همین مسائل رو داره و بسیار بسیار مهم هستش که به این بحث دقت کنیم.

افرادی که بهانه تراشی میکنن در قبول مسئولیت و بطور عام مسئولیت پذیری بسیار دچار مشکل میشن و وظایف محوله رو نمیتونن اونطور که باید از پسش بر بیان! چون فکر میکنن کاری که بهشون محول شده کار مهمی نیست، در صورتی که یک فرد موفق این رو در نظر داره که کاری که داره انجام میده مهمترین کاری هست که در دنیا میتونه انجام بده. هر کاری که باشه! البته افراد وقتی روی کار مهمشون! تمرکز کافی داشته باشن و دنبال بهانه تراشی نباشن میتونن در اون زمینه تفکر کنن و زمینه های جدیدی باز کنن. به مرور گشایش امور خودش رو به این افراد نشان خواهد داد و میتونن به سمت تفکری که براشون آرمانی هست هم حرکت کنن. اما انسانی که ساکن باشه و منتظر باشه تا فقط اون شرایطی که میخواد پیش بیاد تا بتونه فکرش رو عملی کنه، آنچنان تنبل میشه که حتی اگر اون شرایط هم براش به وجود بیاد ممکنه جا بزنه و نتونه فکر خودش که حتی بنظر خودش هم بسیار مهم بود رو عملی کنه. خلاصه که به قول سعدی:

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

فرد بهانه گرا نه تنها در کاری که بهانه تراشی می کنه ناموفق خواهد بود، بلکه این بهانه تراشی و از زیر بار مسئولیت در رفتن کم کم در تمامی وجوه زندگیش خودشو نشان خواهد داد. همونطور که گفتم حتی این بهانه تراشی و تنبلی به وظایف اخروی فرد نیز وارد خواهد شد، شاید بی مورد نبود که گفتند:

بهشت را به بها دهند نه بهانه

این مشاهده من از زندگی دیگران و از اونها مهمتر زندگی خودم بود. زندگی یی که توش خیلی بهانه تراشیدم. بنظرم  این بهانه تراشی ها نوعی لجبازی و نتیجتا نوعی کفران نعمت بود متاسفانه.

امیدوارم خدا منو بخاطر این مسائلی که کوتاهی کردم ببخشه. قدردان نعمتهای بی انتهای خدا نبودم و مواقع بسیار زیادی متاسفانه ناشکری و کفران نعمت هم کردم، که بسیاریش به همین بهانه تراشی مربوط می شد.

از خدای متعال میخواهم حالا که توفیق داد و این عیب رو در خودم پیدا کردم لطف کند به من، و اراده ای به من ارزانی دارد تا بتوانم با آن نفس بهانه جوی خودم را، و نفس بی مبالات خودم را، و نفس تنبل خودم را از بهانه ها و بی مبالاتی ها و سکون های شیطانی پالایش کنم و پاکیزه گردانم.

بطالت


بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله
و صلی الله علی النبی و آله و سلم
دروغ چرا
از دست خودم شاکی هستم، دارم میبینم چطور عمر به بطالت میگذرونم. پدرم رو از خودم رنجیده خاطر میکنم، درحالیکه خاطرش بیش از اینها در پیشم عزیز است.
یک چیز دیگر هم بگم. این مواقع از اینکه منو با وجهه مذهبی ببینن بسیار خجالت میکشم، البته خدا را شکر میکنم که خجالت میکشم، امیدوارم این دیوار نریزد هیچوقت.
انسان مسلمان هدف دارد و در پی هدفش تلاش می کند. ولی من، خلاصه بگم. هدف هست، ولی همت را نمی دانم چرا به کار نمی بندم.
مصداق عالم بی عمل این روزها خودم شده ام. شده ام مانند کسانی که دوستشان ندارم.
خدایا کمکم کن.

شعری در رثای اهل بیت از حسین جنتی


بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اگر یادتون باشه، قبلا لینکی از یوتیوب تو وبلاگ به اشتراک گذاشته بودم، با عنوان ولایت سزاوار آن عده است.
خب شعر به صورت متنی در اینترنت موجود نبود؛ شعر زیبای آقای حسین جنتی در رثای اهل بیت، به مناسبت نزدیک شدن عزای حضرت صدیقه شهیده فاطمه الزهرا سلام الله علیها:

به آنانکه چشمان تر دیده اند
که سوزنده آه سحر دیده اند

مرا روی صحبت به آن مردم است
که در خویش جوش جگر دیده اند

نه آنانکه از ترس میدان جنگ
فقط بند پشت سپر دیده اند

ولایت سزاوار آن عده است
که بر دوش جبریل پر دیده اند

ولایت سزاوار آن عده است
که ملک جهان مختصر دیده اند

ولایت سزاوار آن عده است
که در تشت لغز جگر دیده اند

ولایت سزاوار آن عده است
که در دشت نعش پسر دیده اند

ولایت سزاوار آن عده است
که لب تشنه شق القمر دیده اند

ولایت سزاوار آن عده است
که بر نیزه ظهر سر دیده اند

ولایت سزاوار آن عده است
که کعب نی و تشت زر دیده اند

همانان که در روزی از روزها
در خانه را شعله ور دیده اند

همانان که راز خداوند را
گرفتار دیوار و در دیده اند

اگر تاب اندوه داری بمان
وگر طاقت کوه داری بمان

که هژده بهارش کم و بیش بود
که از دست مردم دلش ریش بود

دد و دیو با هم کنار آمدند
پی غارت ذوالفقار آمدند

در خانه از سنگ محکم تر است
تو گویی که در پشت در حیدر است

قلم را ازین بیت باید برید
در بسته را باشد آتش کلید

چنان شد که راوی در آن مانده است
که در کار و بار جهان مانده است

دگر کشتی عشق پهلو گرفت
بگویم چه شد؟
از علی، رو گرفت…

اهمیت اقتصاد


بسم الله الرحمن الرحیم

درباره اهمیت رشته اقتصاد و ضرورت فراگرفتن آن افراد مختلفی، اعم از ایرانی و خارجی، مسلمان و غیرمسلمان، حرفهای بسیاری گفته اند. اما وقتی جستجویی در اینترنت انجام دادم تا متن مناسبی درباره این رشته پیدا کنم تا در اختیار یکی از دوستان قرار بدهم واقعیتش مطلب دلچسبی پیدا نکردم، این بود که بر آن شدم با لحن الکن نوشتاری خودم مطلبی در باب اهمیت و ضرورت انتخاب رشته اقتصاد(بخصوص بوسیله نخبه های جامعه، مخصوصا مسلمان هایی که دغدغه جامعه اسلامی را دارند) بنویسم.

شاید بهتر باشد برای ترسیم اهمیت (علم) اقتصاد از دشمن شروع کنیم؛ قوم یهود در طول تاریخ چند قرن گذشته تا جنگ جهانی دوم ملتی در اقلیت و فاقد هرگونه قدرت سیاسی بودند، الان نیز حکومتی کوچک با جمعیتی کم(که حتی اندازه پایتخت ایران جمعیت ندارد) تشکیل داده اند(چگونگی و اشغالگری و … بماند). قاعدتا کشوری با این وسعت خاکی و با این جمعیت کم نباید در عرصه جهانی جزو طراز اول ها باشد. اما ملاحظه میکنیم اسرائیل با این جمعیت کم(زیر ده میلیون نفر) چطور در معادلات جهانی تاثیرگذار هست، اینکه بزرگترین لابی سیاسی امریکا(کشوری که بعنوان قدرتمندترین اقتصاد دنیا و دارای یکی از قدرتمندترین ارتش های دنیا  شناخته میشود، و از نظر وسعت چهارمین کشور دنیا و از نظر جمعیت سومین کشور دنیاست) دست اسراییلی هاست(ایپک)، بازار طلای جهانی واقع در لندن دست دوازده نفر یهودی هست، اخیرا هم در قضیه مذاکرات هسته ای بسیاری از گره ها در روند مذاکرات توسط این رژیم زده شد، نمونه هایی از دخالت های آشکار رژیم صهیونیستی در سیاست جهانی است!
ضمن اینکه این کشور کوچکترین اهمیتی به واکنش های بین المللی حتی قطع نامه های شورای امنیت نمی دهد، و با اینکه دارای کلاهک هسته ای است اما کشوری از آنها حساب نمی کشد و الخ… ، به راستی آنها با چه قدرتی در برابر خواسته های جهانی می ایستند؟ و از آن بدتر سعی در همسو کردن خواسته های جهانی با خواسته های خود دارند؟(با استفاده از تهاجم فرهنگی و تبلیغات شدید رسانه ای)

یهودی ها، در قرون متمادی که در جوامع مختلف در اقلیت بودند و فاقد جمعیت لازم برای تشکیل حکومت در محل زندگی خود بودند؛ راز دستیابی به قدرت و تاثیرگذاری در عرصه حکومت را در دستیابی به اقتصادی قوی یافتند. شاید دکترین یهودی ها که هم اکنون تا حدی اسرائیل هم آن را ادامه می دهد را جان مینارد کینز اقتصاددان انگلیسی به بهترین نحو بیان کرده است که سیاستمداران؛ برده های اقتصاددانان هستند. آنها به خوبی دریافتند با اینکه قادر نیستند از نظر سیاسی بر جوامع حکومت کنند اما با پول می توانند بر سیاستمداران جوامع حکومت کنند. این رویه در عصر حاضر نیز به اشکال مختلفی ادامه داشته و شاهد دخالت های اسراییل و لابی های یهودی در مناسبات جهانی هستیم.
پس از یک منظر اهمیت داشتن اقتصادی قوی برای جامعه مسلمان مشخص می شود، زیرا دشمن قسم خورده اسلام و مسلمین در زمینه اقتصادی بیکار ننشسته و با داشتن اهرم فشاری به نام اقتصاد بر جوامع مختلف فشار می آورد. بعنوان یک مثال دم دست نگاهی بیاندازید به نشریه فرانسوی شارلی ابدو که کاریکاتورهایی از پیامبر عظیم الشان اسلام منتشر کرد، همین مجله قبلا کاریکاتوری درباره هولوکاست نیز منتشر کرده بود، ولی ترس عواقب ثانوی از طرف اسراییل باعث شد تا این مجله کاریکاتوریست مذکور را اخراج کرد، در صورتیکه از کارکاتوریست خود بخاطر کشیدن کاریکاتور موهن رسول اکرم(ص) دفاع کرد، و داعیه آزادی بیان سر داد!(بماند که اون کاریکاتور مصداق بارز هیت اسپیچ یا محتوای نفرت انگیز بود). در نظر بگیرید که جمعیت مسلمانان دنیا چند برابر جمعیت یهودی های دنیاست و جمعیت کشورهای مسلمان چیزی بیش از سی برابر جمعیت اسراییل هست، ولی عکس العمل شارلی ابدو در برابر این دو قوم کاملا متفاوت بود. بخاطر اینکه اسراییل میتواند با قطع کردن مناسبات اقتصادیش با فرانسه ضربه مهلکی به ساختار این کشور وارد کند، در صورتیکه مسلمانان همچین نقشی در ساختار اقتصادی فرانسه ندارند(متاسفانه مسلمانان حتی آنقدر قدرت ندارند تا مصرف کالاهای فرانسوی را تحریم کنند). اینها نمودهایی از قدرتنمایی اسراییل در عرصه جهانی با استفاده از اهرم اقتصادی خودش هست.
به مرور اهمیت علم اقتصاد برای جوامع مختلف مشخص شده و کشورهای پیشرفته رقابت شدیدی در زمینه اقتصادی با یکدیگر آغاز کردند، این رقابت در زمینه علم اقتصاد نیز رخ داد. اهمیت این رشته آنقدر هویدا شد که نهایتا باعث شد تا در کنار علوم مهم دیگر مانند پزشکی و ادبیات و شیمی و فیزیک و… به علم اقتصاد نیز از سال 1969 هر ساله جایزه نوبل تعلق بگیرد.
در حال حاضر رشته اقتصاد بر خلاف کشور ما در کشورهای پیشرو مانند آلمان، انگلیس و از همه مهمتر آمریکا جزو رشته های برتر محسوب می شود، اگر از افرادی که برای تحصیل در خارج از کشور اقدام به پذیرش از دانشگاههای این کشورها می نمایند پرس و جو به عمل آورید متوجه این قضیه خواهید شد که گرفتن پذیرش برای تحصیل در رشته اقتصاد به مراتب سخت تر از گرفتن پذیرش در رشته ای مانند مهندسی برق(که در ایران بسیار محبوب است) می باشد. دلیل این امر تقاضای بالای این رشته و هدف قرار گرفتن این رشته توسط نخبگان آن جامعه(و در دانشگاههای تاپ دنیا نخبگان جهانی) است.
لازم است بدانید بسیاری از اقتصاددان هایی که جایزه نوبل در این رشته را کسب کرده اند یهودی بوده اند.(مانند فریدمن، استیگلیتز و …) و چند تن اسراییلی(و اسراییلی آمریکایی) نیز در این افراد وجود داشته اند، اما حتی یک مسلمان در میان اقتصاددانان برنده جایزه نوبل وجود ندارد. این امر مشخص می کند جوامع اسلامی تا چه حد به علم اقتصاد اهمیت داده و دشمن آنها چه میزان این مقوله را پی گرفته است!

اما چرا فراگیری علم اقتصاد برای مسلمانان ضروری است؟ این امر بیشتر برمیگردد به ماهیت انسانی بودن علم اقتصاد، علم اقتصاد بر خلاف علوم طبیعی و پایه مانند فیزیک، شیمی و ریاضی، علمی وابسته به شرایط «مکانی» و «زمانی» است. یعنی هر جامعه ای برای داشتن یک اقتصاد موفق لازم است تا نظام اقتصادی مناسب با شرایط زمانی، مکانی و فرهنگی مردم خودش را طراحی کند.

مشخصا یک نظام اقتصادی که در یک جامعه اسلامی مورد پسند است و قابلیت پیشرفت برای همچین جامعه ای را در بلندمدت میسر می کند باید مطابق با ارزشهای اسلامی طراحی شده باشد. امری که تا کنون اقتصاددانان مسلمان زیادی در راه آن تلاش کرده اند ولی راه به جایی نبرده و نظامی قابل اجرا طراحی نکرده اند. لذا برای دستیابی به این هدف لازم است تا نخبگان جامعه با این رشته آشنا شده و از آن استقبال نمایند. این امر خوشبختانه تا حد زیادی در مقاطع تحصیلات تکمیلی حل شده است و با تلاش اساتید اقتصاد، هر ساله دانشجوهای نخبه زیادی از رشته های فنی مهندسی دانشگاههای صنعتی شریف و تهران در مقاطع تکمیلی به رشته اقتصاد جذب می شوند، البته از معایب ورود نخبگان مهندسی به رشته اقتصاد در مقاطع تکمیلی وجود دید غیر تحلیلی و بسیار ریاضی وار و ماشینی بر خی از آنها به علم اقتصاد توسط این عزیزان است. لذا اهمیت اینکه نخبگان از مقطع لیسانس جذب رشته اقتصاد شوند در این نکته است که این دید تحلیلی مذکور و نگاهی دغدغه مند به اقتصاد در آنها به وجود بیاید.
کشوری که بخواهد در عرصه جهانی حرفی برای گفتن داشته باشد لاجرم باید اقتصادی قدرتمند داشته باشد و این امر بصورت پایدار میسر نیست، مگر با داشتن نخبگانی اقتصاددان که در مجموعه کشور به کار گرفته شوند. برای حضور در قدرت های جهانی نیاز به ارتشی قوی هست تا نیروی بازدارنده در برابر دشمنان باشد، و این امر با هزینه های نظامی بالا میسر است و اقتصادی که قدرتمند نباشد از داشتن ارتشی قوی نیز محروم است. شرط دیگر رقابت در سطح جهانی وجود تبلیغات فراوان فرهنگ مورد نظر آن نظام است که این امر به جنگ رسانه ای و تهاجم فرهنگی منجر شده است، داشتن رسانه قدرتمند نیز لازمه ش وجود پول و پشتوانه اقتصادی ست.

کشور ایران نیز به عنوان سردمدار کشورهای شیعه و به عنوان یکی از کشورهای اسلامی مطرح در سطح جهانی اگر می خواهد در جمع قدرت های جهانی نقش ایفا کند لازم است تا سرمایه گذاری زیادی در علم اقتصاد انجام دهد، زیرا اقتصاد علم تخصیص بهینه منابع است.

کمک همسرانه


دوست دارم همسرم در کسب روزی حلال کمکم کنه،
به این صورت که؛
بر خواندن سوره واقعه در شب ها مداومت کنه.
اگر دوست داشت،
اجباری نیست…