اهمیت اقتصاد


بسم الله الرحمن الرحیم

درباره اهمیت رشته اقتصاد و ضرورت فراگرفتن آن افراد مختلفی، اعم از ایرانی و خارجی، مسلمان و غیرمسلمان، حرفهای بسیاری گفته اند. اما وقتی جستجویی در اینترنت انجام دادم تا متن مناسبی درباره این رشته پیدا کنم تا در اختیار یکی از دوستان قرار بدهم واقعیتش مطلب دلچسبی پیدا نکردم، این بود که بر آن شدم با لحن الکن نوشتاری خودم مطلبی در باب اهمیت و ضرورت انتخاب رشته اقتصاد(بخصوص بوسیله نخبه های جامعه، مخصوصا مسلمان هایی که دغدغه جامعه اسلامی را دارند) بنویسم.

شاید بهتر باشد برای ترسیم اهمیت (علم) اقتصاد از دشمن شروع کنیم؛ قوم یهود در طول تاریخ چند قرن گذشته تا جنگ جهانی دوم ملتی در اقلیت و فاقد هرگونه قدرت سیاسی بودند، الان نیز حکومتی کوچک با جمعیتی کم(که حتی اندازه پایتخت ایران جمعیت ندارد) تشکیل داده اند(چگونگی و اشغالگری و … بماند). قاعدتا کشوری با این وسعت خاکی و با این جمعیت کم نباید در عرصه جهانی جزو طراز اول ها باشد. اما ملاحظه میکنیم اسرائیل با این جمعیت کم(زیر ده میلیون نفر) چطور در معادلات جهانی تاثیرگذار هست، اینکه بزرگترین لابی سیاسی امریکا(کشوری که بعنوان قدرتمندترین اقتصاد دنیا و دارای یکی از قدرتمندترین ارتش های دنیا  شناخته میشود، و از نظر وسعت چهارمین کشور دنیا و از نظر جمعیت سومین کشور دنیاست) دست اسراییلی هاست(ایپک)، بازار طلای جهانی واقع در لندن دست دوازده نفر یهودی هست، اخیرا هم در قضیه مذاکرات هسته ای بسیاری از گره ها در روند مذاکرات توسط این رژیم زده شد، نمونه هایی از دخالت های آشکار رژیم صهیونیستی در سیاست جهانی است!
ضمن اینکه این کشور کوچکترین اهمیتی به واکنش های بین المللی حتی قطع نامه های شورای امنیت نمی دهد، و با اینکه دارای کلاهک هسته ای است اما کشوری از آنها حساب نمی کشد و الخ… ، به راستی آنها با چه قدرتی در برابر خواسته های جهانی می ایستند؟ و از آن بدتر سعی در همسو کردن خواسته های جهانی با خواسته های خود دارند؟(با استفاده از تهاجم فرهنگی و تبلیغات شدید رسانه ای)

یهودی ها، در قرون متمادی که در جوامع مختلف در اقلیت بودند و فاقد جمعیت لازم برای تشکیل حکومت در محل زندگی خود بودند؛ راز دستیابی به قدرت و تاثیرگذاری در عرصه حکومت را در دستیابی به اقتصادی قوی یافتند. شاید دکترین یهودی ها که هم اکنون تا حدی اسرائیل هم آن را ادامه می دهد را جان مینارد کینز اقتصاددان انگلیسی به بهترین نحو بیان کرده است که سیاستمداران؛ برده های اقتصاددانان هستند. آنها به خوبی دریافتند با اینکه قادر نیستند از نظر سیاسی بر جوامع حکومت کنند اما با پول می توانند بر سیاستمداران جوامع حکومت کنند. این رویه در عصر حاضر نیز به اشکال مختلفی ادامه داشته و شاهد دخالت های اسراییل و لابی های یهودی در مناسبات جهانی هستیم.
پس از یک منظر اهمیت داشتن اقتصادی قوی برای جامعه مسلمان مشخص می شود، زیرا دشمن قسم خورده اسلام و مسلمین در زمینه اقتصادی بیکار ننشسته و با داشتن اهرم فشاری به نام اقتصاد بر جوامع مختلف فشار می آورد. بعنوان یک مثال دم دست نگاهی بیاندازید به نشریه فرانسوی شارلی ابدو که کاریکاتورهایی از پیامبر عظیم الشان اسلام منتشر کرد، همین مجله قبلا کاریکاتوری درباره هولوکاست نیز منتشر کرده بود، ولی ترس عواقب ثانوی از طرف اسراییل باعث شد تا این مجله کاریکاتوریست مذکور را اخراج کرد، در صورتیکه از کارکاتوریست خود بخاطر کشیدن کاریکاتور موهن رسول اکرم(ص) دفاع کرد، و داعیه آزادی بیان سر داد!(بماند که اون کاریکاتور مصداق بارز هیت اسپیچ یا محتوای نفرت انگیز بود). در نظر بگیرید که جمعیت مسلمانان دنیا چند برابر جمعیت یهودی های دنیاست و جمعیت کشورهای مسلمان چیزی بیش از سی برابر جمعیت اسراییل هست، ولی عکس العمل شارلی ابدو در برابر این دو قوم کاملا متفاوت بود. بخاطر اینکه اسراییل میتواند با قطع کردن مناسبات اقتصادیش با فرانسه ضربه مهلکی به ساختار این کشور وارد کند، در صورتیکه مسلمانان همچین نقشی در ساختار اقتصادی فرانسه ندارند(متاسفانه مسلمانان حتی آنقدر قدرت ندارند تا مصرف کالاهای فرانسوی را تحریم کنند). اینها نمودهایی از قدرتنمایی اسراییل در عرصه جهانی با استفاده از اهرم اقتصادی خودش هست.
به مرور اهمیت علم اقتصاد برای جوامع مختلف مشخص شده و کشورهای پیشرفته رقابت شدیدی در زمینه اقتصادی با یکدیگر آغاز کردند، این رقابت در زمینه علم اقتصاد نیز رخ داد. اهمیت این رشته آنقدر هویدا شد که نهایتا باعث شد تا در کنار علوم مهم دیگر مانند پزشکی و ادبیات و شیمی و فیزیک و… به علم اقتصاد نیز از سال 1969 هر ساله جایزه نوبل تعلق بگیرد.
در حال حاضر رشته اقتصاد بر خلاف کشور ما در کشورهای پیشرو مانند آلمان، انگلیس و از همه مهمتر آمریکا جزو رشته های برتر محسوب می شود، اگر از افرادی که برای تحصیل در خارج از کشور اقدام به پذیرش از دانشگاههای این کشورها می نمایند پرس و جو به عمل آورید متوجه این قضیه خواهید شد که گرفتن پذیرش برای تحصیل در رشته اقتصاد به مراتب سخت تر از گرفتن پذیرش در رشته ای مانند مهندسی برق(که در ایران بسیار محبوب است) می باشد. دلیل این امر تقاضای بالای این رشته و هدف قرار گرفتن این رشته توسط نخبگان آن جامعه(و در دانشگاههای تاپ دنیا نخبگان جهانی) است.
لازم است بدانید بسیاری از اقتصاددان هایی که جایزه نوبل در این رشته را کسب کرده اند یهودی بوده اند.(مانند فریدمن، استیگلیتز و …) و چند تن اسراییلی(و اسراییلی آمریکایی) نیز در این افراد وجود داشته اند، اما حتی یک مسلمان در میان اقتصاددانان برنده جایزه نوبل وجود ندارد. این امر مشخص می کند جوامع اسلامی تا چه حد به علم اقتصاد اهمیت داده و دشمن آنها چه میزان این مقوله را پی گرفته است!

اما چرا فراگیری علم اقتصاد برای مسلمانان ضروری است؟ این امر بیشتر برمیگردد به ماهیت انسانی بودن علم اقتصاد، علم اقتصاد بر خلاف علوم طبیعی و پایه مانند فیزیک، شیمی و ریاضی، علمی وابسته به شرایط «مکانی» و «زمانی» است. یعنی هر جامعه ای برای داشتن یک اقتصاد موفق لازم است تا نظام اقتصادی مناسب با شرایط زمانی، مکانی و فرهنگی مردم خودش را طراحی کند.

مشخصا یک نظام اقتصادی که در یک جامعه اسلامی مورد پسند است و قابلیت پیشرفت برای همچین جامعه ای را در بلندمدت میسر می کند باید مطابق با ارزشهای اسلامی طراحی شده باشد. امری که تا کنون اقتصاددانان مسلمان زیادی در راه آن تلاش کرده اند ولی راه به جایی نبرده و نظامی قابل اجرا طراحی نکرده اند. لذا برای دستیابی به این هدف لازم است تا نخبگان جامعه با این رشته آشنا شده و از آن استقبال نمایند. این امر خوشبختانه تا حد زیادی در مقاطع تحصیلات تکمیلی حل شده است و با تلاش اساتید اقتصاد، هر ساله دانشجوهای نخبه زیادی از رشته های فنی مهندسی دانشگاههای صنعتی شریف و تهران در مقاطع تکمیلی به رشته اقتصاد جذب می شوند، البته از معایب ورود نخبگان مهندسی به رشته اقتصاد در مقاطع تکمیلی وجود دید غیر تحلیلی و بسیار ریاضی وار و ماشینی بر خی از آنها به علم اقتصاد توسط این عزیزان است. لذا اهمیت اینکه نخبگان از مقطع لیسانس جذب رشته اقتصاد شوند در این نکته است که این دید تحلیلی مذکور و نگاهی دغدغه مند به اقتصاد در آنها به وجود بیاید.
کشوری که بخواهد در عرصه جهانی حرفی برای گفتن داشته باشد لاجرم باید اقتصادی قدرتمند داشته باشد و این امر بصورت پایدار میسر نیست، مگر با داشتن نخبگانی اقتصاددان که در مجموعه کشور به کار گرفته شوند. برای حضور در قدرت های جهانی نیاز به ارتشی قوی هست تا نیروی بازدارنده در برابر دشمنان باشد، و این امر با هزینه های نظامی بالا میسر است و اقتصادی که قدرتمند نباشد از داشتن ارتشی قوی نیز محروم است. شرط دیگر رقابت در سطح جهانی وجود تبلیغات فراوان فرهنگ مورد نظر آن نظام است که این امر به جنگ رسانه ای و تهاجم فرهنگی منجر شده است، داشتن رسانه قدرتمند نیز لازمه ش وجود پول و پشتوانه اقتصادی ست.

کشور ایران نیز به عنوان سردمدار کشورهای شیعه و به عنوان یکی از کشورهای اسلامی مطرح در سطح جهانی اگر می خواهد در جمع قدرت های جهانی نقش ایفا کند لازم است تا سرمایه گذاری زیادی در علم اقتصاد انجام دهد، زیرا اقتصاد علم تخصیص بهینه منابع است.

کمک همسرانه


دوست دارم همسرم در کسب روزی حلال کمکم کنه،
به این صورت که؛
بر خواندن سوره واقعه در شب ها مداومت کنه.
اگر دوست داشت،
اجباری نیست…

حال نداشتم تایپ کنم


image

ایران من


قبلا تر ها که آرزوی مرگ میکردم، یادم میفتاد مادربزرگی زلال تر از چشمه هست که دوست نداره بمیرم، یعنی نه… نه اینکه دوست نداشته باشه بمیرم. خودم رو دوست داشت، نه بودنم رو.
مادربزرگم چند سالیه رفته اونور، شاید اونم دلش برام تنگ شده باشه. شایدم حالا که اونور چهره واقعیم رو میبینه ازم زده شده باشه، ولی هنوز همونقدر دوستش دارم که داشتم، اگر بیشتر نشده باشه علاقه م، کمتر نشده. در واقع خاک سردم نکرده بلکه خاکستر آتش رو پوشونده، فعلا. تا کی این آتش زیر خاکستر باز شعله ور شه. غرض اینکه الان تنها چیزی که از ته دل آرزوی مرگ نمیکنم ترس از تقاص گناهامه. وگرنه چشمی در این دنیا نگران من نیست، در آن دنیا اما شاید… شاید هم نه. الله اعلم بالصواب.

پ.ن: ایران، نام مادربزرگم هست، وطن من آغوش گرم مادر(بزرگ)م بود/هست.

حال و احوال، همین الان یهویی


اوضام عصر جمعه س، یه جمعه ابری که یهو همه مهمونات باهم رفتن و تویی و کلی کار مونده برای صبح زود شنبه، اوضاع کسیکه شب13 بدره و مشقاشو ننوشته.

پند پدر


امشب پدرم داشت بهم درس میداد. درس که تموم شد، گفت یه حکایت هست که یه استادی به دانشجوهاش گفت، دوست دارم برای تو هم بگم.

اما حکایت؛

استادی یک سطل آورد توی کلاس. توش سنگهای گنده ای گذاشت به حدی که دیگه نمی شد توش سنگ دیگری قرار داد. به دانشجوهاش گفت بنظرتون ظرفیت سطل الان پر شده؟ دانشجوها گفتن بله. استاد مقادیری قلوه سنگ آورد و ریخت لای سنگ های بزرگ، تا دیگه نمی شد قلوه سنگ دیگه ای ریخت، باز خطاب به دانشجوهاش گفت بنظرتون سطل ظرفیت داره قلوه سنگ دیگری توش بریزم؟ دانشجوها جوابشون منفی بود. استاد مقداری ماسه آورد و ریخت تو سطل سطل رو قشنگ از ماسه پر کرد. باز به دانشجوها گفت بنظرتون باز سطل جا داره ماسه بریزم؟ دانشجوها گفتن نه دیگه قشنگ پرِ پر شده. اما دانشجوها دیدن باز استاد دوتا فنجان چایی آورد و ریخت رو ماسه ها!

بعد از انجام این مراحل استاد برگشت به دانشجوها گفت بنظرتون اگر این فرآیند برعکس بود هم می شد باز این روند رو طی کرد؟ یعنی اگر سطل را با ماسه پر میکردیم می شد قلوه سنگ و سنگ بزرگ بریزیم توی سطل؟ کارهای ما هم همینطور هستن. یکسری کارها برای ما از اولویت خیلی بیشتری برخوردارن، مثل سلامتی. اینا در حکم سنگ بزرگ هستن پس باید اول اینا رو بذاریم تو ظرفمون. بعد یکسری کارهای روزمره دیگه در حکم قلوه سنگ هستن، و در پایان هم یکسری کارهای کوچک دیگه که در زندگی همه مون پیش میاد مثل گرفتاری ها و مسائل مختلف هستن که در نقش ماسه هستن و ظرف زندگی ما رو پر میکنن. اگر ما ظرف زندگی خودمون رو با گرفتاری های روزمره پر کنیم دیگه نمیتونیم اولویت های مهمتر، سنگ های بزرگتر رو تو ظرف زندگمیون جا بدیم. پس بهتره اول به کارهایی که برامون مهمتره مثل سلامتی، شغل، درس و خونواده و … برسیم و بعد سراغ مراحل بعد بریم.

بعد از این نصایح استاد دانشجوها پرسیدن استاد پس اون دوتا فنجون چایی که ریختید روی ماسه ها چه معنی میدن؟ استاد گفت هرچقدرم زندگی براتون مشغله ایجاد کنه، دوتا چایی با همسرتون خوردن خللی به انجام اون کارها وارد نمیکنه، پس برید بشینید با همسرتون دوتا چایی بریزید بخورید!

Watch «ولایت سزاوار آن عده است که…» on YouTube


ولایت سزاوار آن عده است که…: http://youtu.be/TE4MgdY5DUY

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 569 مشترک دیگر بپیوندید