انتقاد از خود، این قسمت: بهانه تراشی

                            بسم الله الرحمن الرحیم

برخی وبلاگنویسها رو دیدم که اتفاقا تعدادشونم داره بیشتر میشه، که قبل انتشار یک پست ساعتها روی اون وقت گذاشتن، بعضا روزها پستی در پیش نویسشون بوده و بارها کوبیده شده و اصلاحاتی روش انجام شده تا بالاخره مجوز انتشار در وبلاگشون رو دریافت کرده. این کار اونها بسیار ارزشمند هست ولی خودم هیچوقت و هیچوقت نتونستم وبلاگ رو به اونصورت ببینم و باهاش تعامل کنم. شاید دلیلش این بوده که هدفم از وبلاگ نویسی اقلا از مقطعی به بعد مخاطب نبوده و این امر هم باعث شده نوشتارم در وبلاگ چه کیفی و چه کمی به سمت مخاطب محوری نره و فقط مسایلی که دغدغه م شده ن رو سعی کنم در وبلاگ بنویسم!

شاید هم دلیلش بحثی بوده که میخوام در ادامه مطرحش کنم… «بهانه تراشی»!

                       *******

انسان بهانه گرا فرقی نداره کجا باشه. بالاخره یه بهانه میتراشه و کار رو اونطور که هست انجام نمیده و همیشه هم منتظر یک موقعیت آرمانی هست. متاسفانه خودمم اینطور بودم و احتمالا هنوزم در مواردی هستم. این نوع انسانها معمولا نمیتونن از پس کارها بر بیان. تلاش بقیه در نظرشون بیهوده است و اونو عبث میدونن. ولی اگر کمی در نگرشمون تغییر ایجاد کنیم میبینیم خیلی از همین فعالیت هایی که مفید نمیبینمشون بسیار بسیار موثر واقع میشن و تاثیرگذارن. بهتره به جای تراشیدن بهانه و اینکه دنبال موقعیات آرمانی انتزاعی باشیم سعی کنیم حالت موجود رو به بهترین حالت ممکن تغییر بدیم. میشه گفت یکی از متمایزترین تفاوتهای انسانهای موفق و انسانهای شکست خورده همین مطلبه. این امر فقط مربوط به امور دنیوی نیست بلکه امور دینی و اخروی انسان نیز همین مسائل رو داره و بسیار بسیار مهم هستش که به این بحث دقت کنیم.

افرادی که بهانه تراشی میکنن در قبول مسئولیت و بطور عام مسئولیت پذیری بسیار دچار مشکل میشن و وظایف محوله رو نمیتونن اونطور که باید از پسش بر بیان! چون فکر میکنن کاری که بهشون محول شده کار مهمی نیست، در صورتی که یک فرد موفق این رو در نظر داره که کاری که داره انجام میده مهمترین کاری هست که در دنیا میتونه انجام بده. هر کاری که باشه! البته افراد وقتی روی کار مهمشون! تمرکز کافی داشته باشن و دنبال بهانه تراشی نباشن میتونن در اون زمینه تفکر کنن و زمینه های جدیدی باز کنن. به مرور گشایش امور خودش رو به این افراد نشان خواهد داد و میتونن به سمت تفکری که براشون آرمانی هست هم حرکت کنن. اما انسانی که ساکن باشه و منتظر باشه تا فقط اون شرایطی که میخواد پیش بیاد تا بتونه فکرش رو عملی کنه، آنچنان تنبل میشه که حتی اگر اون شرایط هم براش به وجود بیاد ممکنه جا بزنه و نتونه فکر خودش که حتی بنظر خودش هم بسیار مهم بود رو عملی کنه. خلاصه که به قول سعدی:

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

فرد بهانه گرا نه تنها در کاری که بهانه تراشی می کنه ناموفق خواهد بود، بلکه این بهانه تراشی و از زیر بار مسئولیت در رفتن کم کم در تمامی وجوه زندگیش خودشو نشان خواهد داد. همونطور که گفتم حتی این بهانه تراشی و تنبلی به وظایف اخروی فرد نیز وارد خواهد شد، شاید بی مورد نبود که گفتند:

بهشت را به بها دهند نه بهانه

این مشاهده من از زندگی دیگران و از اونها مهمتر زندگی خودم بود. زندگی یی که توش خیلی بهانه تراشیدم. بنظرم  این بهانه تراشی ها نوعی لجبازی و نتیجتا نوعی کفران نعمت بود متاسفانه.

امیدوارم خدا منو بخاطر این مسائلی که کوتاهی کردم ببخشه. قدردان نعمتهای بی انتهای خدا نبودم و مواقع بسیار زیادی متاسفانه ناشکری و کفران نعمت هم کردم، که بسیاریش به همین بهانه تراشی مربوط می شد.

از خدای متعال میخواهم حالا که توفیق داد و این عیب رو در خودم پیدا کردم لطف کند به من، و اراده ای به من ارزانی دارد تا بتوانم با آن نفس بهانه جوی خودم را، و نفس بی مبالات خودم را، و نفس تنبل خودم را از بهانه ها و بی مبالاتی ها و سکون های شیطانی پالایش کنم و پاکیزه گردانم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: