قصه عاشقی

شرح اين قصه مگر شمع برآرد به زبان

ور نه پروانه ندارد به سخن پروايی

Advertisements

2 Responses to قصه عاشقی

  1. این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه می گفت
    بر در میکده ای با دف و نی ترسایی
    گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
    آه اگر از پی امروز بود فردایی

    سلام دوست عزیز

    دوست داشتن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: