قرار وبلاگی

قرار وبلاگی  توسط مترو من گذاشته شده بود برای افرادی که در جشن تولد آنی شرکت نداشتند.خوب من از پارسال دوست داشتم تو این قرار شرکت کنم که چون میسر نشد امسال شرکت کردم:دی

آنی که همون آنی بود!حالا یه سال اینور یه سال اونور.

چه فرقی میکرد؟

در هر صورت یادتونه پست قبلی گفتم یادم بندازید که از دانشکده مون برم هفت تیر از اونجا با مترو برم طالقانی؟

خوب دست زبل خانوم درد نکنه یادم انداخت،ولی من رفتم خیابون طالقانی از اونجا مترو سوار شدم:دی

گفتم مبدا مقصد هم اسم باشند بهتر است:دی

در هر صورت ساعت بیست دقیقه مونده به چهار(حدودا)از مترو پیاده شدم. هنوز تو ایستگاه بودم که شماره علیرضا رو گرفتم تا ببینم کجاست مسیر این کافی شاپ مذکور!!!

ایشون آدرس رو داد ولی آخرش گیر داد شما کی هستی عزیزم؟:دی

منم که نمی تونستم میون اونهمه ادم داد بزنم زیرپوش!

گفتم بهت میگم!

خلاصه اونموقع هنوز علیرضا نرسیده بود منتظر شدم تا نزدیک چهار

علیرضا زنگ زد کجایی پس؟

گفتم تو پارکم ملت دارن قلیون میکشن و…

خلاصه علیرضا رو به هر درد سری بود پیداش کردم(خدایی مهارت خاصی تو اختفا داره نمیدونم چرا ارتش تورش نزده:دی)

وقتی رسیدم بهش یک خانومی نیز پیششون بود که علیرضا معرفیشون کردند خانوم دختر بارانی.

قیافه علیرضا خیلی با اون چیزی که فکر میکردم فرق داشت

فکر میکردم الان با یک موجود ژیگول ریش سوزنی قیطون روبرو میشم:دی

ولی دیدم نه بابا بچه خاکی خاکیه

بعد از چند دقیقه (و البته اضافه شدن خانومی دیگر به جمع ما،بعدا نوشت!منبع یادآوری:مترومن)و تماس های مکرر با علیرضا ،یک تماس دیگر با علیرضا گرفته شد.پس از قطع تماس علیرضا گفت حدس بزنید کی بود؟

تا مهلت جواب دادنمون برسه یک خانومی با مانتوی سیاه و مقنعه وارد شدند که فضا رو کاملا ترش کردند:دی

تا وقتی عینک دودی زده بود جرات نکردم بگم که آنی دالتونه وقتی هم عینک رو ورداشت انصافا با عکس هایی که ازش دیده بودم خیلی فرق داشت!

خوب بعد از چاق احوال کردن، بچه ها دونه دونه یا دسته دسته میرسیدن

علیرضا هم که همش مشغول بود(با موبایلش)!

وقتی جمعمون یه ذره زیاد تر شد کار علیرضا هم راحت تر شد(یادم باشه دفعه بعدی اگر باشه حتما به علیرضا بسپارم که یک کافی شاپ یک در رو انتخاب کنه که ملت دعواشون نشه کدوم ور جلوشه کدوم ور عقبشه)!

موقع نشستن دو دعوا داشتیم

یکی همگانی یکی خاص

همه اعتراض میکردیم که چرا اینقده خاکیه

که البته با روزنامه ها این مشکل رفع شد

دعوای دیگر این بود که همش علیرضا میومد جلوی من میشست بعد میگفت چرا پشت من میشینی:دی

بعد هم بچه های زیادی آمدند(که البته تقریبا همه از من بزرگتر بودند:دی)

مارکوپولو دم کشیده بعد از ده سال هم دانشگاهی خودش آنی دالتون رو دید و ما نیز دلیل اینکه چرا اسم آنی دالتون شده رو فهمیدیم!!!(به شخصه فکر می کردم که چون کلاه خواستگاراشو سوراخ میکنه اسمش رو انی دالتون گذاشته:دی)

بعد هم با بچه های تزریقاتی و یک نفهم مدعی آشنا شدم

البته بچه های دیگری هم بودند ولی خوب با اینا بیشتر مچ بودم به نظرم!!!

البته از دلایل دیگری که خیلی ازشون خوشم اومد این بود که دوتاشون ای تی میخوندن یکی هم الکترونیک که خوب دوست الکترونیکی اطلاعات خوبی درباره هوش مصنوعی بهم ارائه داد

دیگه افرادی که بودن خانوم جانان که دورگه بودند و خانوم اریانا و آقای نیما که برامون نوشیدنی اپرین خریدند(اقای نیما رو میگم:دی)

قرار هم طولانی تر از زمان اعلام شده طول کشید

دیگه اینکه اتفاقات زیاد بود و منم الان مهمون دارم نمیتونم زیاد توضیح بدم:دی

آهان اینم بگم که چند نفر ازم دلیل اینکه اسم وبلاگم رو زیرپوش گذاشتم رو پرسیدند

منم هر بار داشتم جواب میدادم وسطش یه اتفاقی می افتاد که بقیه شو نگم

در هر صورت الان که تو وبم هستید شما رو به مصراع زیر عنوانم ارجاع میدم

به نظرم دلایل زیادی رو میتونید در این مصراع پیدا کنید

مخفی کاری البته زیاد دوام نداره اینو خودم میدونم ممکنه هر ادمی یه روزی بالاخره مجبور شه که شخصیت واقعیشو بگه

ولی خودم تا حد امکان دوست ندارم آشنایان تو عقایدم فضولی کنند:دی

دیگه اینکه دوستان دیگری نیز زحمت کشیده اند و لینک اونایی که متوجه میشم نوشتند رو در زیر همین پست قرار میدم

ان شا الله

مارکوپولو دم کشیده

یک نفهم مدعی

مردی از مترو

دل مشغولی های آریانا

آرزوی کال

پی نوشت:راستی وقتی آنی منو دید و اسممو شنید گفت عادت کردیم به خواننده های اینجوری!

اینجا از ایشون میپرسم دقیقا چجوری؟:دی(یحتمل ایشون تا به حال نوشته هامو نخونده بودن و حتی فکر کنم کامنت هایم نیز یادشان نمی آید:دی)

Advertisements

25 Responses to قرار وبلاگی

  1. پس خوش گذشته…

    دوست داشتن

  2. اخییییییییییییییی! عزیزم!من شب تو راه برگشت به این فکر کردم که هر بار اومدی دلیل اسمت رو بگی نشد!!
    راستی دقتیدی که هم از من کوچیکتری و هم کلی بزرگتری؟! :دی

    دوست داشتن

  3. آریانا says:

    سلام
    خوب اسمتو طوری انتخاب کن که بتونی پشت تلفن بلند اسمتو بگی!!!

    دوست داشتن

  4. من که نتونستم اطلاعاتی بهت بدم ولی خواستی در خدمتم :دی
    خیلی همه چیز خوب بود :دی

    این دختر بارونی هم عجب حافظه ای داره هااا! :دی الان کنجکاو شدم بفهمم دیگه در مورد چیا فکر میکردهه :دیییی من فقط یکبارش رو یادم که تو میخواستی بگی چرا اسم زیر پوش رو انتخاب کردی ولی نشد :دی

    دوست داشتن

  5. الله اكبر
    خش خش خش
    از بردار ماركوپلو به بردار زيرپوش!
    خش خش خش
    حاجي اون نوشته ها دريافت شد. هم چين ماشاللا پر و پيمونم بودن.
    خش خش خش
    دمت قيژ!
    خش خش خش
    تمام.

    دوست داشتن

  6. .
    سلام
    چه اسم جالبی
    زیر پوش
    .
    ما رو هم ببین

    دوست داشتن

  7. پورپدر says:

    آقا واقعا باحالی!
    یعنی من خنگ! اگر این رو توی گودرت شیر نکرده بودی تا صد سال دیگه هم پیدات نمیکردم!
    البته این دلیل باحالیت نیست!
    دلیلش اینه که میای وب من چرا لینک وبلاگ حذف شده میگذاری برادر من؟!؟! منم شادمان! میگم خب لابد یه زمانی وب داشته و حذف کرده!
    بعدتر چرا کسی منو خبر نکرد که بیام!؟!؟

    دوست داشتن

  8. ساقی says:

    کسی که اسم واقعی آنی رو بدونه ، سه سوت باید بفهمه اسم آنی از کجا اومده……………..اول و وسیط و آخر 🙂

    دوست داشتن

  9. سلام وقت بخیر
    من بوسیله وب آنی باوب تون آشناشدم به نظرم جالب بود
    باهمین اسم زیرپوش لینکتون میکنم
    راستی کسی میشناسی که برنامه نویسیش(به زبان c ) عالی باشه؟بهم معرفی کن ممنون میشم
    موفق باشی

    دوست داشتن

  10. هندونه says:

    میشه دفعه بعدی منم ببرین با خودتون؟

    دوست داشتن

  11. مریم says:

    وبلاگ قشنگی دارین [khndan] . با پست تست شخصیت شناسی و هنرعکاسی من آپ هستم [time] .در ضمن شما در لیست پیوند ها ی من قرار دارید [bye]

    دوست داشتن

  12. arash says:

    جالب بید
    تهران ملت صفا میکننا
    خوشم اومد از طرز نوشتنت تو این قحطی وبلاگ خوب ( همه میرن 4 تا شعرمیذارن , با قالب سیاه)
    چندتا نثر شیرین هم باشه خوبه
    آپ کردی خبر کن بیام بخونم مغسی

    دوست داشتن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: